سالها پیش در یک گوشه از این دنیای بزرگ درختی در یک خانه کاشته شد درخت بعدها بزرگ شد تنومند شد

سایه داد و سالها در ان خانه از سایه لذت بخش ان استفاده کردند. درست نمیدانم سال 57 که این روستای

دوست داشتنی را ترک میکردیم این درخت چند ساله بود ولی مامیتوانستیم از ان بالا برویم و کل روستا را

ببینیم.4 یا 5 سال بعد این روستا را خراب کردند.نمیدانم چرا این درخت ماند. ولی همیشه در ذهن من ماندگارشد.

حالا که بعد از سالها به عکس ان نگاه میکنم خیلی از خاطرات خوب و بد ان ده دور افتاده از همه دنیا در ذهنم

 تداعی میشود.

 درخت در منزل مرحوم ولی محمد قربانی بود.الان که هراز چند گاهی مسیرم به ان طرفها میافتد از دور فقط این

درخت برای خوش امد گویی ما مانده است.خیلی دلگیر میشم وقتی به شاخه های خشکش نظاره میکنم با

خودم میگویم ای کاش هنوز سبز بود یاد اون دوران میافتم که هر کسی باغ کوچکی داشت وجوی فخراباد که

همیشه پراب بود و باغها را سیراب میکرد.بوی تن تمام همسالانم شاید روی این درخت مانده باشد.

..........خودم را در رویای سالها پیش حس میکنم این درخت خشکش هم هنوز تنها بازمانده تمام خاطرات ان

سالهای دور است.نا خوداگاه یاد اهنگ" تنهاترین عاشق"مرحوم فریدون فروغی میافتم:

 

انگار دستام .....سرده سردن
انگار چشمام...... شب تارن

آسمون سیاه ....ابر پاره پاره
شرشر بارون.... داره میباره

حالا رفتی و من... تنها ترین ...عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم ...تو بودی... فقط همین

 

رفتی برو ....تنها بمون
با غصه ها... همرا بمون

دیگه نمی تونم... خسته خستم
طلسم غم رو..... زدم شکستم

داره چشمام.... ابر بارون
رو گونه هام..... شده روون

 

رفتی و رفتی.. .تنها می مونم
تا آخر عمر ....واست می خونم

حالا رفتی و من ..تنهاترین... عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم توبودی ...فقط همین.

 

 

 

 

منبع : روستای پل نو رامجرد |درخت تنها و تنها درخت
برچسب ها : درخت ,رفتی ,سالها ,حالا ,میکنم ,زمینتنها خاطراتم ,حالا رفتی